نسبتهای مالی از مباحث مهم در حوزه حسابداری و مدیریت مالی هستند که شناخت آنها میتواند در آمادگی داوطلبان آزمون استخدامی بانک نقش مؤثری داشته باشد. این نسبتها با استفاده از اطلاعات موجود در صورتهای مالی محاسبه میشوند و برای ارزیابی وضعیت نقدینگی، میزان بدهی، سودآوری و عملکرد مالی شرکتها کاربرد دارند.
در آزمونهای استخدامی بانک، آشنایی با مفاهیم و فرمولهای نسبتهای مالی اهمیت دارد؛ زیرا ممکن است سؤالاتی درباره تعریف نسبتها، نحوه محاسبه، کاربرد و تفسیر نتایج آنها مطرح شود. بنابراین، صرفاً حفظ کردن فرمولها کافی نیست و داوطلبان باید بتوانند ارتباط میان اجزای هر نسبت را نیز درک کنند.
در این مقاله، پنج گروه اصلی نسبتهای مالی را معرفی میکنیم و مهمترین نسبتهای هر گروه را همراه با فرمول محاسبه، مثال عددی و نکات کاربردی بررسی خواهیم کرد.
نسبت مالی چیست؟
نسبت مالی (Financial Ratio) رابطه ریاضی میان دو یا چند قلم از اطلاعات مالی یک شرکت است که برای ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد اقتصادی آن مورد استفاده قرار میگیرد.
این نسبتها معمولاً از اطلاعات موجود در ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد استخراج میشوند. با محاسبه آنها میتوان اطلاعات مالی را به شاخصهایی قابلمقایسه و قابلتحلیل تبدیل کرد.
برای مثال، اگر دارایی جاری یک شرکت ۵۰۰ میلیون تومان و بدهی جاری آن ۲۵۰ میلیون تومان باشد، نسبت جاری آن برابر با ۲ خواهد بود. این عدد نشان میدهد که شرکت به ازای هر یک واحد بدهی جاری، دو واحد دارایی جاری در اختیار دارد.
شناخت نسبتهای مالی علاوه بر کاربرد در تحلیل وضعیت شرکتها، برای داوطلبان آزمون استخدامی بانک نیز اهمیت دارد؛ زیرا این مفاهیم با مباحث حسابداری، مدیریت مالی و تحلیل صورتهای مالی ارتباط مستقیم دارند.
طبقهبندی نسبتهای مالی
نسبتهای مالی بر اساس هدف و کاربرد به پنج گروه اصلی تقسیم میشوند:
۱. نسبتهای نقدینگی (Liquidity Ratios)
۲. نسبتهای فعالیت یا کارایی (Activity Ratios)
۳. نسبتهای اهرمی یا بدهی (Leverage Ratios)
۴. نسبتهای سودآوری (Profitability Ratios)
۵. نسبتهای بازار (Market Ratios)
هر یک از این گروهها جنبه متفاوتی از وضعیت مالی شرکت را بررسی میکنند. برای یادگیری بهتر، در ادامه مهمترین نسبتهای هر گروه را به همراه فرمول و مثال معرفی میکنیم.
۱. نسبتهای نقدینگی
نسبتهای نقدینگی توانایی شرکت را در پرداخت بدهیها و تعهدات کوتاهمدت نشان میدهند. به کمک این نسبتها میتوان بررسی کرد که آیا شرکت داراییهای نقدشونده کافی برای پرداخت بدهیهای سررسیدشده خود در اختیار دارد یا خیر.
مهمترین نسبتهای نقدینگی عبارتاند از:
نسبت جاری (Current Ratio)
نسبت جاری یکی از شناختهشدهترین شاخصهای نقدینگی است و از تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری به دست میآید.
فرمول نسبت جاری:
نسبت جاری = داراییهای جاری ÷ بدهیهای جاری
مثال: فرض کنید داراییهای جاری یک شرکت ۸۰۰ میلیون تومان و بدهیهای جاری آن ۴۰۰ میلیون تومان باشد. نسبت جاری این شرکت برابر با ۲ خواهد بود.
این نتیجه نشان میدهد شرکت به ازای هر یک تومان بدهی کوتاهمدت، دو تومان دارایی جاری دارد.
نکته آزمونی: در محاسبه نسبت جاری، تمام داراییهای جاری در نظر گرفته میشوند؛ بنابراین موجودی کالا نیز در محاسبه آن لحاظ میشود.
نسبت آنی (Quick Ratio)
نسبت آنی که با عنوان نسبت سریع نیز شناخته میشود، توانایی شرکت در پرداخت بدهیهای کوتاهمدت را بدون اتکا به فروش موجودی کالا ارزیابی میکند.
فرمول نسبت آنی:
نسبت آنی = (داراییهای جاری − موجودی کالا − پیشپرداختها) ÷ بدهیهای جاری
مثال: اگر دارایی جاری شرکت ۸۰۰ میلیون تومان، موجودی کالا ۲۰۰ میلیون تومان، پیشپرداختها ۵۰ میلیون تومان و بدهی جاری ۴۰۰ میلیون تومان باشد، نسبت آنی برابر با ۱٫۳۷۵ خواهد بود.
نکته آزمونی: مهمترین تفاوت نسبت جاری و نسبت آنی در این است که موجودی کالا و پیشپرداختها از داراییهای جاری کسر میشوند.
نسبت وجه نقد (Cash Ratio)
نسبت وجه نقد یکی از معیارهای سختگیرانه نقدینگی است؛ زیرا تنها وجه نقد و معادل وجه نقد را برای سنجش توانایی پرداخت بدهیهای جاری در نظر میگیرد.
فرمول نسبت وجه نقد:
نسبت وجه نقد = (وجه نقد + معادل وجه نقد) ÷ بدهیهای جاری
هرچه این نسبت بیشتر باشد، شرکت از توانایی بالاتری برای پرداخت فوری بدهیهای کوتاهمدت برخوردار است.
۲. نسبتهای فعالیت یا کارایی
نسبتهای فعالیت نشان میدهند که یک شرکت تا چه اندازه از داراییها و منابع خود برای ایجاد درآمد و پیشبرد فعالیتهای اقتصادی استفاده میکند.
مهمترین نسبتهای این گروه عبارتاند از:
نسبت گردش موجودی کالا (Inventory Turnover Ratio)
این نسبت تعداد دفعاتی را نشان میدهد که موجودی کالا طی یک دوره مالی فروخته شده و جایگزین میشود.
فرمول نسبت گردش موجودی کالا:
نسبت گردش موجودی کالا = بهای تمامشده کالای فروشرفته ÷ متوسط موجودی کالا
متوسط موجودی کالا نیز از رابطه زیر به دست میآید:
متوسط موجودی کالا = (موجودی اول دوره + موجودی پایان دوره) ÷ ۲
مثال: اگر بهای تمامشده کالای فروشرفته یک شرکت ۶۰۰ میلیون تومان و متوسط موجودی کالا ۱۵۰ میلیون تومان باشد، نسبت گردش موجودی کالا برابر با ۴ خواهد بود.
یعنی موجودی کالا بهطور متوسط چهار بار در طول دوره مالی گردش داشته است.
نسبت گردش حسابهای دریافتنی (Receivables Turnover Ratio)
این نسبت نشان میدهد که شرکت با چه سرعتی مطالبات خود از مشتریان را وصول میکند.
فرمول نسبت گردش حسابهای دریافتنی:
نسبت گردش حسابهای دریافتنی = فروش خالص نسیه ÷ متوسط حسابهای دریافتنی
مثال: اگر فروش خالص نسیه شرکت ۹۰۰ میلیون تومان و متوسط حسابهای دریافتنی آن ۱۵۰ میلیون تومان باشد، نسبت گردش مطالبات برابر با ۶ خواهد بود.
عدد بالاتر معمولاً نشاندهنده وصول سریعتر مطالبات است.
نسبت گردش داراییها (Total Asset Turnover)
این نسبت میزان توانایی شرکت در استفاده از مجموع داراییهای خود برای ایجاد فروش را نشان میدهد.
فرمول نسبت گردش داراییها:
نسبت گردش داراییها = فروش خالص ÷ متوسط مجموع داراییها
هرچه این نسبت بیشتر باشد، شرکت توانسته است با استفاده از داراییهای خود فروش بیشتری ایجاد کند.
نکته آزمونی: در نسبتهای فعالیت، معمولاً گردش موجودی کالا، حسابهای دریافتنی و مجموع داراییها از نسبتهای مهم و قابلتوجه هستند.
۳. نسبتهای اهرمی یا بدهی
نسبتهای اهرمی میزان استفاده شرکت از منابع مالی استقراضی و بدهی را نشان میدهند. این نسبتها برای بررسی ساختار سرمایه، میزان وابستگی شرکت به منابع مالی خارجی و توانایی بازپرداخت تعهدات اهمیت دارند.
نسبت بدهی (Debt Ratio)
نسبت بدهی مشخص میکند چه سهمی از مجموع داراییهای شرکت از طریق بدهی تأمین مالی شده است.
فرمول نسبت بدهی:
نسبت بدهی = مجموع بدهیها ÷ مجموع داراییها
مثال: اگر مجموع بدهیهای شرکت ۳۰۰ میلیون تومان و مجموع داراییهای آن ۶۰۰ میلیون تومان باشد، نسبت بدهی برابر با ۰٫۵ یا ۵۰ درصد خواهد بود.
این نتیجه نشان میدهد نیمی از داراییهای شرکت از طریق بدهی تأمین مالی شدهاند.
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (Debt to Equity Ratio)
این نسبت میزان بدهی شرکت را در مقایسه با سرمایه متعلق به صاحبان سهام نشان میدهد.
فرمول نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام:
نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = مجموع بدهیها ÷ حقوق صاحبان سهام
بالا بودن این نسبت میتواند نشاندهنده اتکای بیشتر شرکت به منابع مالی استقراضی و افزایش ریسک مالی باشد.
نسبت پوشش هزینه بهره (Times Interest Earned)
این نسبت توانایی شرکت در پرداخت هزینههای بهره ناشی از بدهیها را ارزیابی میکند.
فرمول نسبت پوشش هزینه بهره:
نسبت پوشش هزینه بهره = سود قبل از بهره و مالیات (EBIT) ÷ هزینه بهره
مثال: اگر سود قبل از بهره و مالیات شرکت ۲۰۰ میلیون تومان و هزینه بهره آن ۴۰ میلیون تومان باشد، نسبت پوشش هزینه بهره برابر با ۵ خواهد بود.
یعنی سود قبل از بهره و مالیات شرکت پنج برابر هزینه بهره آن است.
۴. نسبتهای سودآوری
نسبتهای سودآوری میزان توانایی شرکت در کسب سود از محل فروش، داراییها و سرمایه را ارزیابی میکنند. این نسبتها از مهمترین ابزارهای بررسی عملکرد اقتصادی یک مجموعه هستند.
حاشیه سود خالص (Net Profit Margin)
حاشیه سود خالص نشان میدهد چه میزان از فروش شرکت پس از کسر تمام هزینهها به سود خالص تبدیل شده است.
فرمول حاشیه سود خالص:
حاشیه سود خالص = (سود خالص ÷ فروش خالص) × ۱۰۰
مثال: اگر سود خالص شرکت ۱۰۰ میلیون تومان و فروش خالص آن ۵۰۰ میلیون تومان باشد، حاشیه سود خالص برابر با ۲۰ درصد خواهد بود.
بازده داراییها (Return on Assets - ROA)
این نسبت میزان سودآوری شرکت را در مقایسه با مجموع داراییهای آن نشان میدهد.
فرمول بازده داراییها:
بازده داراییها = (سود خالص ÷ متوسط مجموع داراییها) × ۱۰۰
هرچه این نسبت بالاتر باشد، شرکت توانسته است از منابع و داراییهای خود برای ایجاد سود بهتر استفاده کند.
بازده حقوق صاحبان سهام (Return on Equity - ROE)
بازده حقوق صاحبان سهام نشان میدهد شرکت به ازای سرمایه متعلق به سهامداران چه میزان سود خالص ایجاد کرده است.
فرمول بازده حقوق صاحبان سهام:
بازده حقوق صاحبان سهام = (سود خالص ÷ متوسط حقوق صاحبان سهام) × ۱۰۰
این نسبت برای سهامداران و سرمایهگذاران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا میزان بازدهی سرمایه آنها را نشان میدهد.
نکته آزمونی: تفاوت ROA و ROE را به خاطر بسپارید؛ در ROA مبنای محاسبه مجموع داراییها و در ROE مبنای محاسبه حقوق صاحبان سهام است.
۵. نسبتهای بازار
نسبتهای بازار بیشتر برای ارزیابی وضعیت سهام شرکتهای پذیرفتهشده در بورس و بررسی دیدگاه سرمایهگذاران نسبت به ارزش و عملکرد شرکت مورد استفاده قرار میگیرند.
نسبت قیمت به سود هر سهم (P/E)
نسبت قیمت به سود هر سهم یکی از شاخصهای پرکاربرد در بازار سرمایه است و از تقسیم قیمت روز هر سهم بر سود هر سهم به دست میآید.
فرمول نسبت P/E:
P/E = قیمت بازار هر سهم ÷ سود هر سهم (EPS)
مثال: اگر قیمت هر سهم یک شرکت ۲۰۰۰ تومان و سود هر سهم آن ۲۰۰ تومان باشد، نسبت P/E برابر با ۱۰ خواهد بود.
سود هر سهم (EPS)
سود هر سهم نشاندهنده میزان سود خالص اختصاصیافته به هر سهم عادی شرکت است.
فرمول سود هر سهم:
EPS = (سود خالص پس از کسر سود سهام ممتاز) ÷ میانگین موزون تعداد سهام عادی
افزایش EPS میتواند نشانه بهبود سودآوری شرکت باشد؛ البته برای ارزیابی دقیقتر باید پایداری سود و تعداد سهام نیز بررسی شود.
نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B)
این نسبت قیمت بازار هر سهم را با ارزش دفتری آن مقایسه میکند.
فرمول نسبت P/B:
P/B = قیمت بازار هر سهم ÷ ارزش دفتری هر سهم
ارزش دفتری هر سهم نیز از تقسیم حقوق صاحبان سهام بر تعداد سهام عادی به دست میآید.
یادگیری نسبتهای مهم مالی با آموزش ویدیویی
برای درک بهتر نسبتهای مالی و آشنایی با نحوه محاسبه آنها، میتوانید در کنار مطالعه مطالب این مقاله، آموزش ویدیویی زیر را به تدریس دکتر نوحی مشاهده کنید. در این ویدیو با عنوان «نسبتهای مهم مالی را یکبار برای همیشه یاد بگیر»، مهمترین نسبتهای مالی به زبان ساده آموزش داده شدهاند.
نکات مهم نسبتهای مالی برای آزمون استخدامی بانک
برای داوطلبان آزمون استخدامی بانک، آشنایی با نسبتهای مالی تنها به حفظ کردن تعاریف و فرمولها محدود نمیشود. توانایی تشخیص نوع نسبت، شناخت اجزای تشکیلدهنده آن و حل سؤالات محاسباتی نیز اهمیت دارد.
برای مرور بهتر این مبحث، به نکات زیر توجه کنید:
- نسبت جاری از تقسیم داراییهای جاری بر بدهیهای جاری به دست میآید.
- در محاسبه نسبت آنی، موجودی کالا و پیشپرداختها از دارایی جاری کسر میشوند.
- نسبت وجه نقد فقط وجه نقد و معادل وجه نقد را در محاسبه لحاظ میکند.
- نسبت گردش موجودی کالا از تقسیم بهای تمامشده کالای فروشرفته بر متوسط موجودی کالا محاسبه میشود.
- نسبت بدهی، سهم بدهیها از مجموع داراییهای شرکت را نشان میدهد.
- نسبت پوشش هزینه بهره، توانایی پرداخت هزینه بهره را ارزیابی میکند.
- ROA بازده داراییها و ROE بازده حقوق صاحبان سهام را نشان میدهد.
- P/E از تقسیم قیمت بازار هر سهم بر سود هر سهم محاسبه میشود.
پیشنهاد میشود علاوه بر مطالعه این فرمولها، چند مسئله محاسباتی از هر گروه حل کنید تا در مواجهه با سؤالات آزمون، سرعت و دقت بیشتری داشته باشید.
چگونه برای مباحث مالی آزمون استخدامی بانک آماده شویم؟
موفقیت در آزمون استخدامی بانک به مطالعه هدفمند و تسلط بر مباحث عمومی و تخصصی وابسته است. مباحثی مانند حسابداری، مدیریت مالی و تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، به یادگیری مفهومی، تمرین مستمر و مرور نکات کلیدی نیاز دارند.
اگر قصد دارید برای این مباحث و سایر سرفصلهای آزمون استخدامی بانک بهصورت منظم و با برنامه مطالعاتی مشخص آماده شوید، میتوانید از دوره جامع بام ترازسازان استفاده کنید. این دوره با هدف آمادگی داوطلبان برای آزمونهای استخدامی بانک طراحی شده و امکان دسترسی به آموزشهای مرتبط با سرفصلهای آزمون را فراهم میکند.
سوالات متداول درباره نسبتهای مالی
نسبتهای مالی به چند دسته تقسیم میشوند؟
نسبتهای مالی معمولاً در پنج گروه اصلی شامل نسبتهای نقدینگی، فعالیت، اهرمی، سودآوری و بازار طبقهبندی میشوند.
مهمترین نسبتهای مالی کداماند؟
نسبت جاری، نسبت آنی، گردش موجودی کالا، نسبت بدهی، حاشیه سود خالص، بازده داراییها (ROA)، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و نسبت P/E از مهمترین نسبتهای مالی هستند.
تفاوت نسبت جاری و نسبت آنی چیست؟
در محاسبه نسبت جاری، تمام داراییهای جاری در نظر گرفته میشوند؛ اما در نسبت آنی، موجودی کالا و پیشپرداختها از داراییهای جاری کسر میشوند.
نسبتهای مالی چه کاربردی دارند؟
این نسبتها برای ارزیابی نقدینگی، میزان بدهی، سودآوری و کارایی شرکتها استفاده میشوند و به مدیران، سرمایهگذاران و تحلیلگران در تصمیمگیریهای مالی کمک میکنند.
آیا نسبتهای مالی در آزمون استخدامی بانک مطرح میشوند؟
بله، این مبحث از موضوعات مرتبط با حسابداری و مدیریت مالی است و ممکن است سؤالاتی درباره تعریف، طبقهبندی، فرمول محاسبه و کاربرد نسبتهای مالی در آزمونهای استخدامی بانک مطرح شود.
جمعبندی
نسبتهای مالی ابزارهایی کاربردی برای ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد شرکتها هستند که در پنج گروه اصلی نقدینگی، فعالیت، اهرمی، سودآوری و بازار طبقهبندی میشوند.
برای داوطلبان آزمون استخدامی بانک، تسلط بر تعریف این نسبتها، فرمول محاسبه و تفاوت میان آنها اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، توصیه میشود در کنار مطالعه مفاهیم، مثالهای عددی و سؤالات محاسباتی را نیز تمرین کنید.
یادگیری اصولی این مباحث میتواند علاوه بر کمک به آمادگی بهتر برای آزمون استخدامی بانک، در درک عمیقتر مفاهیم حسابداری و مدیریت مالی نیز مؤثر باشد.