اصول علم اقتصاد و اقتصاد کلان؛ آموزش مفاهیم پایه به زبان ساده

اصول علم اقتصاد و اقتصاد کلان؛ آموزش مفاهیم پایه به زبان ساده

اقتصاد کلان یکی از مهم‌ترین شاخه‌های علم اقتصاد است که به بررسی متغیرهایی مانند مصرف، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، مخارج دولت، صادرات، واردات، نرخ بهره و درآمد ملی می‌پردازد. درک صحیح این مفاهیم نه‌تنها برای مطالعه اقتصاد، بلکه برای تحلیل بسیاری از اتفاقات اقتصادی جامعه ضروری است.

برای یادگیری اصول علم اقتصاد باید هر موضوع را از سه جنبه بررسی کرد: مفهوم، نمودار و فرمول. برای مثال، در بررسی بازار پول یا بازار کالا، تنها دانستن تعریف کافی نیست؛ بلکه باید روابط میان متغیرها، نمودارهای مربوط به آن‌ها و فرمول‌های اصلی را نیز شناخت.یکی دیگر از نکات مهم در اقتصاد، تشخیص روابط مستقیم و معکوس میان متغیرهاست. برای مثال، نرخ بهره و سرمایه‌گذاری رابطه معکوس دارند؛ در حالی که افزایش نرخ بهره می‌تواند انگیزه پس‌انداز یا سپرده‌گذاری را افزایش دهد. همین روابط، پایه بسیاری از تحلیل‌های اقتصاد کلان را تشکیل می‌دهند.

نمونه سوالات اصول علم اقتصاد و اقتصاد کلان از مهمترین مباحث آزمون های استخدامی بانک ها به شمار می رود. در این مقاله کلیه مباحث علم اقتصاد از اصول علم اقتصاد بازار کالا، بازار پول سیاست های مالی انبساطی و انقباضی و سیاست های پولی انبساطی و انقباضی به همراه حدود بالغ بر ۵۰۰ تست پرتکرار در آزمون های استخدامی بانک ها توسط مدرس دوره دکتر مصطفی نوحی تدریس شده است.درس اقتصاد کلان و اصول علم اقتصاد بیشترین تعداد سوال در آزمون های استخدامی را به خود اختصاص داده است . جلسه اول ویدیو آموزشی به صورت رایگان توسط مجموعه گروه آموزشی ترازسازان در اختیار فراگیران قرارگرفته است.

برای مشاهده این ویدئو به لینک ذیل در آپارات مراجعه کنید.

https://aparat.com/v/kpy6088

 اصول علم اقتصاد چیست؟

اصول علم اقتصاد به مجموعه‌ای از قواعد و روابط بنیادی گفته می‌شود که برای تحلیل پدیده‌های اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در اقتصاد نمی‌توان صرفاً بر اساس برداشت شخصی درباره یک پدیده نتیجه‌گیری کرد. بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی بر نظریه‌ها و الگوهای اقتصاددانانی مانند کینز، کلاسیک‌ها، فریدمن، ریکاردو، جان استوارت میل و فیشر استوار هستند.

بنابراین برای تحلیل اقتصادی باید ابتدا مفهوم هر متغیر را به‌درستی شناخت و سپس تأثیر تغییر آن را بر سایر متغیرها را بررسی کرد.

به‌عنوان مثال: افزایش نرخ بهره ← کاهش سرمایه‌گذاری ← کاهش تقاضای کل ← کاهش درآمد ملی

این نوع بررسی زنجیره‌ای را می‌توان نوعی تحلیل دومینویی در اقتصاد دانست؛ یعنی تغییر یک متغیر می‌تواند مجموعه‌ای از تغییرات بعدی را به دنبال داشته باشد.

 اهمیت تفکیک مفاهیم در اقتصاد کلان

یکی از اشتباهات رایج در یادگیری اقتصاد، یکسان در نظر گرفتن مفاهیمی است که در ظاهر به یکدیگر شبیه‌اند.

برای مثال، موارد زیر یک مفهوم واحد نیستند:

پول و نقدینگی، سپرده‌گذاری و سرمایه‌گذاری،پس‌انداز و سرمایه‌گذاری،بازار پول و بازار کالا،عرضه و تقاضا، سرمایه‌گذاری خالص و ناخالص.

در تحلیل‌های اقتصادی، حتی تفاوت میان دو واژه مشابه می‌تواند نتیجه تحلیل را تغییر دهد. به همین دلیل باید نسبت به اصطلاحات اقتصادی حساس بود و تعریف دقیق هر مفهوم را شناخت.

نقش شیب و عرض از مبدأ در نمودارهای اقتصادی

بخش قابل‌توجهی از اقتصاد با نمودارها بیان می‌شود. برای درک بسیاری از این نمودارها، شناخت دو مفهوم ساده ریاضی یعنی شیب و عرض از مبدأ ضروری است.

تغییر شیب یک تابع با انتقال کامل نمودار تفاوت دارد. در بسیاری از مباحث اقتصاد کلان، تغییر یک عامل باعث تغییر شیب می‌شود و عامل دیگری ممکن است کل منحنی را جابه‌جا کند. این موضوع به‌ویژه هنگام بررسی تابع مصرف و سایر توابع اقتصادی اهمیت پیدا می‌کند.

قیمت در علم اقتصاد

یکی از اصول پایه اقتصاد این است که کالاها و منابع اقتصادی دارای قیمت هستند و کمیابی یکی از عوامل مهم در تعیین ارزش اقتصادی آن‌هاست. به‌طور کلی هرچه یک کالا کمیاب‌تر باشد، امکان افزایش ارزش آن بیشتر است. در مقابل، فراوانی یک کالا می‌تواند قیمت آن را کاهش دهد. برای مثال، طلا در مقایسه با نمک کمیاب‌تر است و همین کمیابی یکی از دلایل تفاوت ارزش اقتصادی آن‌هاست. در این میان، پول نیز قیمت دارد و قیمت پول در این چارچوب با نرخ بهره ارتباط پیدا می‌کند. همین نکته در ادامه برای تحلیل رابطه نرخ بهره و سرمایه‌گذاری اهمیت زیادی خواهد داشت.

 عرضه و تقاضا در اقتصاد چیست؟

عرضه و تقاضا از بنیادی‌ترین مفاهیم علم اقتصاد هستند. در تحلیل تقاضا باید از دید مصرف‌کننده به بازار نگاه کرد. در شرایط معمول و با ثابت بودن سایر عوامل، کاهش قیمت یک کالا باعث افزایش مقدار تقاضا برای آن می‌شود. به همین دلیل منحنی تقاضا معمولاً نزولی است.

به زبان ساده:کاهش قیمت ← افزایش مقدار تقاضا

در مقابل، هنگام بررسی عرضه از دید تولیدکننده به بازار نگاه می‌کنیم. در حالت معمول، افزایش قیمت یک کالا انگیزه تولیدکننده برای عرضه مقدار بیشتری از آن را افزایش می‌دهد.

بنابراین: افزایش قیمت ← افزایش مقدار عرضه

به همین دلیل منحنی عرضه معمولاً صعودی و منحنی تقاضا معمولاً نزولی است.

درآمد قابل تصرف، مصرف و پس‌انداز :

یکی از روابط مهم مطرح‌شده در اقتصاد، نحوه استفاده از درآمد قابل تصرف است.

در یک مدل ساده، درآمد قابل تصرف می‌تواند به دو بخش اصلی تقسیم شود: Yd = C + S که در آن: Yd  :درآمد قابل تصرف، C  :مصرف، S  :پس‌انداز

یعنی فرد درآمد قابل تصرف خود را یا مصرف می‌کند یا پس‌انداز می‌کند. با ورود دولت و مالیات، مالیات نیز در تحلیل درآمد و جریان‌های اقتصادی مورد توجه قرار می‌گیرد.

تقاضای کل در اقتصاد

یکی از مهم‌ترین روابط اقتصاد کلان، رابطه تقاضای کل یا درآمد در مدل چهار بخشی است: Y = C + I + G + (X − M)

اجزای این رابطه عبارت‌اند از:

مصرف  C = Consumption ، سرمایه‌گذاری = I = Investment ، مخارج دولت =  G = Government Expenditure ،صادرات= X = Exports ،واردات= M = Imports

این رابطه نقش مهمی در تحلیل اقتصاد کلان دارد؛ زیرا بخش‌های اصلی اقتصاد را در یک چارچوب واحد کنار یکدیگر قرار می‌دهد. چهار گروه اصلی که در این مدل حضور دارند عبارت‌اند از خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و بخش خارجی.

 نقش خانوارها در اقتصاد

خانوارها یکی از ارکان اصلی اقتصاد هستند و از طریق مصرف (C) وارد مدل اقتصادی می‌شوند.

تقاضای بخش قابل‌توجهی از کالاها و خدمات در جامعه توسط خانوارها ایجاد می‌شود. به همین دلیل مصرف یکی از اجزای اصلی تقاضای کل است.

هرگونه تغییر گسترده در رفتار مصرفی خانوارها می‌تواند بر تقاضای کل و در ادامه بر تولید و اشتغال اثر بگذارد.

 نقش بنگاه‌ها و سرمایه‌گذاری

بنگاه‌ها و کارآفرینان از طریق سرمایه‌گذاری (I) وارد اقتصاد می‌شوند.

سرمایه‌گذاری از اجزای مهم تقاضای کل است و می‌تواند موجب افزایش فعالیت تولیدی و ایجاد اشتغال شود.

در این بخش باید تفاوت مهمی را در نظر گرفت: سرمایه‌گذاری با سپرده‌گذاری یکسان نیست.

در چارچوب آموزشی این مبحث، سرمایه‌گذاری به‌عنوان یکی از جریان‌های تزریقی و پس‌انداز به‌عنوان یکی از جریان‌های نشتی اقتصاد بررسی می‌شود.

 مدل دو بخشی اقتصاد

در ساده‌ترین مدل مورد بررسی، دو گروه اصلی حضور دارند:

خانوارها + بنگاه‌ها

در این حالت: Y = C + I مصرف توسط خانوارها و سرمایه‌گذاری توسط بنگاه‌ها انجام می‌شود.

در طرف دیگر، پس‌انداز با S نمایش داده می‌شود. در شرایط تعادلی مدل دو بخشی، پس‌انداز و سرمایه‌گذاری باید با یکدیگر برابر شوند:

S = I سرمایه‌گذاری در این چارچوب یک تزریق و پس‌انداز یک نشت محسوب می‌شود.

 مدل سه بخشی اقتصاد و نقش دولت

با اضافه شدن دولت، مدل اقتصادی سه بخشی می‌شود:

خانوارها + بنگاه‌ها + دولت

رابطه تقاضای کل در این حالت: Y = C + I + G

دولت از طریق مخارج خود یا G وارد اقتصاد می‌شود. ساخت بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، پل و سایر مخارج دولت نمونه‌هایی از ورود هزینه‌های دولت به جریان اقتصادی هستند. در مقابل، دولت از طریق مالیات (T) بخشی از درآمد را دریافت می‌کند.

در چارچوب نشت و تزریق: تزریق = G ،نشت T = رابطه میان مخارج دولت و مالیات وضعیت بودجه دولت را نیز مشخص می‌کند.

کسری بودجه و مازاد بودجه:

اگر: G > T مخارج دولت بیشتر از درآمد مالیاتی است و کسری بودجه ایجاد می‌شود.

اگر: G = T بودجه در حالت تعادل قرار دارد.

و اگر: G < T درآمد مالیاتی از مخارج دولت بیشتر است و مازاد بودجه ایجاد می‌شود.

بنابراین رابطه میان مخارج دولت و مالیات یکی از موضوعات مهم در تحلیل وضعیت مالی دولت است.

 مدل چهار بخشی اقتصاد

با اضافه شدن بخش خارجی، به مدل چهار بخشی می‌رسیم:

خانوارها + بنگاه‌ها + دولت + بخش خارجی

فرمول آن عبارت است از: Y = C + I + G + X – M در این مدل صادرات و واردات نیز وارد تحلیل می‌شوند.

صادرات با X و واردات با M نمایش داده می‌شود و تفاضل آن‌ها یعنی: X – M خالص صادرات یا تراز تجاری را نشان می‌دهد.

 تراز تجاری چیست؟

تراز تجاری از تفاوت صادرات و واردات به دست می‌آید:

تراز تجاری = صادرات – واردات ، اگر: X > M تراز تجاری مثبت یا مازاد تجاری داریم.

اگر: X < M تراز تجاری منفی یا کسری تجاری داریم.

و اگر: X = M خالص صادرات برابر صفر خواهد بود.

در حالتی که: X − M = 0 اثر خالص بخش خارجی در این رابطه صفر می‌شود و از نظر این جزء، رابطه مدل چهار بخشی به فرم مدل سه بخشی نزدیک می‌شود.

 مفهوم نشت و تزریق در اقتصاد

یکی از مهم‌ترین موضوعات اقتصاد کلان، شناخت نشت‌ها و تزریق‌ها است.

در چارچوب مطرح‌شده در این مبحث، فعالیت‌هایی که موجب خروج جریان درآمد از چرخه ��ورد بررسی می‌شوند، نشت و فعالیت‌هایی که موجب ورود جریان مخارج به آن می‌شوند، تزریق نام دارند.

نشت‌ها عبارت‌اند از: پس‌انداز = S ،  مالیات= T ، واردات = M

و تزریق‌ها عبارت‌اند از: سرمایه‌گذاری = I ،  مخارج دولت=G ، صادرات =X

بنابراین: نشت‌ها  =  S + T + M ، تزریق ها = I + G + X

 شرط تعادل نشت و تزریق

برای رسیدن اقتصاد به تعادل در این چارچوب، مجموع نشت‌ها باید با مجموع تزریق‌ها برابر شود:

S + T + M = I + G + X  این رابطه یکی از مهم‌ترین روابط مطرح‌شده برای تحلیل تعادل در مدل چهار بخشی است.

برای مثال، اگر پس‌انداز بیشتر از سرمایه‌گذاری و واردات بیشتر از صادرات باشد، بخشی از تزریق لازم برای برقراری تعادل باید از مسیر دیگری جبران شود. با استفاده از همین منطق می‌توان بسیاری از سؤالات مربوط به تعیین رابطه میان G و T را حل کرد.

 تابع مصرف چیست؟

مصرف یکی از اجزای اصلی تقاضای کل است و در نظریه کینزی جایگاه مهمی دارد.

در این چارچوب، بخشی از مصرف حتی در صورت نبود درآمد انجام می‌شود. این بخش مصرف مستقل یا خودکار نام دارد. بخش دیگری از مصرف با سطح درآمد قابل تصرف تغییر می‌کند.

تابع مصرف را می‌توان به شکل زیر نمایش داد: C = C₀ + bYd که در آن: C  : مصرف کل، C₀  :مصرف مستقل ، Yd : درآمد قابل تصرف ، b  : میل نهایی به مصرف

در نمودار تابع مصرف، C₀ عرض از مبدأ و b شیب تابع مصرف است.

میل نهایی به مصرف یا MPC چیست؟

میل نهایی به مصرف یا MPC نشان می‌دهد با افزایش درآمد، چه بخشی از درآمد اضافی صرف مصرف می‌شود.

در تابع: C = C₀ + bYd ضریب b بیانگر میل نهایی به مصرف است.

طبق چارچوب کینزی مطرح‌شده در وبینار، با افزایش درآمد قابل تصرف، مصرف نیز افزایش پیدا می‌کند؛ اما تمام افزایش درآمد لزوماً مصرف نمی‌شود و بخشی از آن می‌تواند به پس‌انداز اختصاص پیدا کند.

میل نهایی به پس‌انداز یا MPS

در کنار میل نهایی به مصرف، مفهوم دیگری به نام میل نهایی به پس‌انداز (MPS) وجود دارد.

در چارچوب ساده این مبحث: MPC + MPS = 1 بنابراین: MPS = 1 − MPC

به این ترتیب، بخشی از افزایش درآمد به مصرف و بخش دیگر به پس‌انداز اختصاص پیدا می‌کند.

 نظریه مصرف کینز

نظریه کینز یکی از محورهای مهم بخش مصرف است.

بر اساس این چارچوب، مصرف با درآمد قابل تصرف ارتباط دارد. افراد حتی در سطح بسیار پایین درآمد نیز مقداری مصرف ضروری دارند که همان مصرف مستقل است.

با افزایش درآمد، مصرف نیز افزایش پیدا می‌کند، اما تمام درآمد اضافی الزاماً مصرف نمی‌شود؛ بخشی از آن پس‌انداز خواهد شد. این موضوع پایه درک تابع مصرف و رابطه میان MPC و MPS است.

 معمای خست چیست؟

یکی دیگر از مفاهیم مطرح‌شده در بخش کینزی، معمای خست یا Paradox of Thrift است.

پس‌انداز برای یک فرد می‌تواند رفتار مناسبی باشد، اما اگر همه افراد جامعه به‌صورت هم‌زمان مصرف خود را به‌شدت کاهش دهند و پس‌انداز را افزایش دهند، تقاضای کل کاهش پیدا می‌کند.

کاهش تقاضای کل می‌تواند موجب کاهش فروش بنگاه‌ها شود و در ادامه، تولید و اشتغال را تحت تأثیر قرار دهد.

زنجیره تحلیل را می‌توان به شکل ساده چنین نشان داد:

افزایش شدید پس‌انداز → کاهش مصرف → کاهش تقاضای کل → کاهش تولید

بنابراین رفتاری که در سطح فردی مطلوب به نظر می‌رسد، ممکن است در سطح کل اقتصاد نتیجه متفاوتی ایجاد کند.

 سرمایه‌گذاری در اقتصاد کلان

سرمایه‌گذاری یا I یکی دیگر از اجزای اصلی تقاضای کل است.

در مبحث وبینار، سرمایه‌گذاری از چند جهت دسته‌بندی شده است؛ از جمله:

سرمایه‌گذاری ناخالص، سرمایه‌گذاری خالص، سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌شده،سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌نشده

یکی از نکات مهم این بخش، تفاوت میان سرمایه و سرمایه‌گذاری است. در چارچوب مطرح‌شده، سرمایه ماهیت انباره‌ای و سرمایه‌گذاری ماهیت جریانی دارد.

تفاوت سرمایه‌گذاری ناخالص و خالص

دارایی‌های سرمایه‌ای مانند ماشین‌آلات و تجهیزات در طول زمان مستهلک می‌شوند. به همین دلیل برای محاسبه سرمایه‌گذاری خالص باید استهلاک را از سرمایه‌گذاری ناخالص کم کرد.

سرمایه‌گذاری خالص = سرمایه‌گذاری ناخالص − استهلاک، بنابراین تفاوت اصلی سرمایه‌گذاری ناخالص و خالص در استهلاک است.

اگر میزان استهلاک از سرمایه‌گذاری جدید بیشتر باشد، سرمایه‌گذاری خالص می‌تواند منفی شود؛ یعنی ظرفیت سرمایه‌ای اقتصاد در حال کاهش باشد.

این منطق در سایر شاخص‌های اقتصادی نیز کاربرد دارد و اصطلاح «خالص» معمولاً به معنای کسر یک جزء مشخص از مقدار ناخالص است.

 سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌شده و پیش‌بینی‌نشده

بنگاه‌ها بر اساس میزان تقاضایی که انتظار دارند، برای تولید برنامه‌ریزی می‌کنند. این بخش را می‌توان سرمایه‌گذاری برنامه‌ریزی‌شده یا پیش‌بینی‌شده در نظر گرفت. اما ممکن است میزان واقعی تقاضا با پیش‌بینی بنگاه متفاوت باشد.

اگر بخشی از کالاهای تولیدشده فروش نرود، موجودی انبار ناخواسته افزایش پیدا می‌کند. در این حالت بنگاه با سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌نشده در موجودی کالا مواجه می‌شود. از سوی دیگر، اگر تقاضای واقعی بیشتر از مقدار پیش‌بینی‌شده باشد و کالاها سریع‌تر از انتظار فروخته شوند، بنگاه برای دوره بعد انگیزه افزایش تولید خواهد داشت. بنابراین تغییرات ناخواسته موجودی انبار می‌تواند اطلاعات مهمی درباره وضعیت تقاضا و تصمیمات آتی تولیدکنندگان ارائه کند.

 نرخ بهره چه تأثیری بر سرمایه‌گذاری دارد؟

یکی از مهم‌ترین روابط مورد تأکید در وبینار، رابطه نرخ بهره و سرمایه‌گذاری است.

در این چارچوب: نرخ بهره ↑ → سرمایه‌گذاری ↓ و: نرخ بهره ↓ → سرمایه‌گذاری ↑

دلیل این رابطه آن است که افزایش نرخ بهره، هزینه یا هزینه فرصت تأمین و به‌کارگیری پول برای سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد و در عین حال می‌تواند نگهداری منابع در قالب سپرده را جذاب‌تر کند. به همین دلیل نرخ بهره یکی از متغیرهای بسیار مهم در تصمیمات سرمایه‌گذاری است.

ارتباط نرخ بهره با تقاضای کل و درآمد ملی

اهمیت نرخ بهره تنها به سرمایه ‌گذاری محدود نمی‌شود؛ زیرا سرمایه‌گذاری یکی از اجزای تقاضای کل است:

Y = C + I + G + X − M بنابراین اگر افزایش نرخ بهره موجب کاهش سرمایه‌گذاری شود، در صورت ثابت بودن سایر عوامل، تقاضای کل نیز تحت فشار کاهشی قرار می‌گیرد.

زنجیره تحلیل مطرح‌شده در وبینار چنین است:

افزایش نرخ بهره → کاهش سرمایه‌گذاری → کاهش تقاضای کل → کاهش درآمد ملی

در جهت مقابل: کاهش نرخ بهره → افزایش سرمایه‌گذاری → افزایش تقاضای کل → افزایش درآمد ملی

شناخت همین روابط زنجیره‌ای یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای یادگیری اقتصاد کلان است.

 چرا شناخت اصول علم اقتصاد اهمیت دارد؟

هدف از یادگیری اقتصاد صرفاً حفظ کردن چند فرمول نیست. برای تحلیل صحیح باید بتوان ارتباط میان متغیرهای مختلف را تشخیص داد.

برای مثال، اگر گفته شود نرخ بهره افزایش یافته است، باید بتوان اثر احتمالی آن بر سرمایه‌گذاری و سپس تقاضای کل را تحلیل کرد.

اگر مخارج دولت از مالیات بیشتر باشد، باید مفهوم کسری بودجه را تشخیص داد.

اگر واردات از صادرات بیشتر باشد، باید بتوان وضعیت تراز تجاری را تحلیل کرد.

و اگر پس‌انداز، مالیات و واردات تغییر کنند، باید اثر آن‌ها را بر تعادل نشت و تزریق بررسی کرد.

به همین دلیل در یادگیری اقتصاد کلان، شناخت روابط علت و معلولی به اندازه فرمول‌ها اهمیت دارد.

 جمع‌بندی اصول علم اقتصاد و اقتصاد کلان

برای یادگیری اقتصاد کلان باید ابتدا مفاهیم پایه را به‌درستی از یکدیگر تفکیک کرد و سپس روابط میان آن‌ها را شناخت.

عرضه و تقاضا نقطه شروع بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی هستند. پس از آن، شناخت مصرف، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، مخارج دولت، مالیات، صادرات و واردات امکان بررسی مدل‌های دو بخشی، سه بخشی و چهار بخشی اقتصاد را فراهم می‌کند.

یکی از مهم‌ترین روابط این مبحث عبارت است از: Y = C + I + G + X − M

همچنین در بررسی جریان‌های اقتصادی: نشت ها= S + T + M و  تزریق‌ها =  I + G + X

در حالت تعادل: S + T + M = I + G + X

در بخش مصرف نیز نظریه کینزی، مصرف مستقل، میل نهایی به مصرف (MPC)، میل نهایی به پس‌انداز (MPS) و معمای خست از مفاهیم مهم هستند.

در بخش سرمایه‌گذاری نیز باید تفاوت س��مایه‌گذاری خالص و ناخالص، نقش استهلاک، سرمایه‌گذاری برنامه‌ریزی‌شده و پیش‌بینی‌نشده و به‌خصوص رابطه معکوس نرخ بهره و سرمایه‌گذاری را شناخت.

در نهایت، یادگیری اصول علم اقتصاد زمانی کامل می‌شود که به جای حفظ جداگانه مفاهیم، بتوانیم ارتباط آن‌ها را به‌صورت زنجیره‌ای تحلیل کنیم؛ زیرا تغییر یک متغیر اقتصادی می‌تواند مجموعه‌ای از تغییرات را در سرمایه‌گذاری، مصرف، تقاضای کل، تولید و درآمد ملی به دنبال داشته باشد.

 

شما در پاسخ به

نظر شما اضافه شد، اما ابتدا باید تایید شود.

نظر خود را برای ما بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید
لطفا آدرس ایمیل خود را وارد کنید لطفا آدرس ایمیل معتبر وارد کنید
لطفا یک نظری بنویسید
ثبت و ارسال